مهدى الهى قمشه اى

91

حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )

كلمهء 4 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : لا يلقى المؤمن حسودا و لا حقودا و لا بخيلا . « 1 » ترجمه : مؤمن حقيقى را هرگز حسود و صاحب حقد و كينه و بخل و لئامت نخواهى يافت . شرح : آنكه اهل ايمانست از صفت حسد با مردم مبرّاست زيرا مىداند هركه هرچه نعمت نصيب او شده از مال و جاه و علم و ساير نعمتها همه به تقدير خداى متعال نصيبش گرديده و حسد او اعتراض بر خداست و مؤمن هرگز اعتراض بر خدا ندارد و نيز مؤمن دلش جاى محبّت خداست هرگز حقد و كينهء كس را در دل نگيرد و به جاى كينه اگر از كسى آزار ديده دربارهء او محبّت و دعاى خير مىكند و مغفرت از خدا مىطلبد و نيز مؤمن كه مىداند اگر به كسى احسان كند خداى پاداش آن احسان را در دو عالم بهتر از آن عطا مىكند و علاوه مال و متاع دنيا را چيزى حقير و ناقابل مىداند هرگز بخل نخواهد ورزيد ؛ پس مؤمن داراى مقابل اين اوصاف است مؤمن خير خواه و مهربان به خلق است و سخى الطّبع و غنى النّفس و بلند همّت است . خلاصه آنكه ايمان به خدا دارد تمام صفات ناپسند از او دور و جميع صفات پسنديده در او ظهور دارد مگر آنكه ضعيف الايمان باشد و الّا ايمان كامل به خدا انسان را متخلّق به اخلاق اللّه و متّصف به صفات اللّه مىگرداند . رزقنا اللّه و اياكم . كلمهء 5 - قال أمير المؤمنين عليه السّلام : أفضل النّاس من كظم غيظه و حلم عن قدرة « 2 » .

--> ( 1 ) . غرر و درر آمدى ، شرح آقا جمال خوانسارى ، ج 6 ، ص 414 ، ش 10833 . ( 2 ) . غرر و درر آمدى ، ط نجف ، ص 91 ، س 12 ؛ و چاپ صيدا ، ص 66 ، س 22 ؛ و شرح آقا جمال ، ج 2 ، ص 419 ، ش 3104 . غرض اين كه در اين مصادر عبارت روايت بدان گونه نقل و ضبط شده است كه اختيار كرده‌ايم ، و نسخه خطى غرر و درر كه در ديپاچه معرفى شده است با آنها موافق است ، ولى حضرت استاد الهى رضوان اللّه عليه ذيل آن را بدين صورت نقل فرموده است : « و حلم عن قدرته » به اضافه قدرت به ضمير . قوله : « حواريان به عيسى . . . » قال الامام الصادق عليه السّلام : قال الحواريون لعيسى بن مريم يا معلّم الخير أعلمنا أى الأشياء أشد ؟ فقال : أشدّ الأشياء غضب اللّه عزّ و جلّ ؛ قالوا : فبم يتقى غضب اللّه ؟ قال : بأن لا تغضبوا ؛ قالوا : و ما بدؤ الغضب ؟ قال : الكبر و التجبر و محقرة النّاس . ( بحار ، ط كمپانى ، ج 15 ، جزء ثالث باب ذمّ الغضب ، ص 133 ، س 17 ) . و اشعار عارف رومى در اوّل دفتر چهارم مثنوى مطابق چندين نسخه بدين صورت است :